و باز هم سیل ویرانگر

و باز هم سیل ویرانگر

گلستان و لرستان درد دارند . ترکمن و لر نجیب و هموطنم درد دارد . ایران درد دارد از شمال تا جنوبم درد دارد .

دردی تکراری، درد بی مسنولیتی، درد ندانم کاری، درد بی هدفی، درد بی برنامگی، درد چاره نیندیشدن قبل از وقوع، درد حوادث تکراری، سالیان سال در کشورم مخصوصا در استانهای ساکت و بی سرو صدا و آرام گلستان و لرستان حوادث به ظاهر غیر مترقبه، (حوادثی که هر سال تکرار شود دیگر نمی توان اسم غیر مترقبه روی آن گذاشت) از کودکی این قصه پردرد از دست دادن جان و مال و زندگی و هستی مردم سرزمینمان را دیدم و شنیدم . شیون زنان شوهر و فرزند از دست داده فرزندان پدر و مادر از دست داده مردم سرزمینم برای جان شیون می کنند اما برای مال و زندگی دم فرو می بندن و در خود می ریزند حاصل یک عمر زندگی و داشته و نداشته هایشان را …
و این سخت ترین درد عالم است در خود فرو ریختن و دم نزدن …

چرا اینهمه بی تدبیری، چرا اینهمه خودخواهی و منم منم های دروغی، بدیهی ترین اصول این حوادث اخیر چاره اش در هفته های قبل و ماهها و سالهای قبل تر قابل برنامه ریزی و پیشگیری بود . لایروبی نشدن رودخانه ها . لایروبی نشدن سدها باز نشدن دریچه های سد در هفته های قبل تر و …. خیلی خیلی موارد حرفه ای و کارشناسی که اهل فن بهتر از همه می دانند …
این همه موارد و نرم افزارها و سخت افزارهای هشدارهای سیل قبل از وقوع که توسط متخصصان داخلی و خارجی آماده استفاده بود و هست، چه در گذشته و چه در حال از آنها به بهانه های واهی هزینه بالا استفاده نمی شود . ایا الان هزینه های تقریبی برآورد سیل های اخیر بیشتر است یا استفاده از تکنولوژی های روز دنیا … بگذریم …
این قصه پر غصه همچنان ادامه دارد و سیل میهمان حالا حالاهای سرزمینمان هست اگر چاره ای اساسی اندیشیده نشود …

| احمد خطیری
| فروردین یکهزار و سیصد و نود و هشت
| گلستان پر درد
| ایران پردرد

0 replies

ارسال دیدگاه

آیا میخواهید به گفتگو بپیوندید؟
دیدگاه خود را برایم ارسال کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *